عادل، عزیز جان،
چند روزه شایعات در مورد غیبتت شدت گرفته
میگن استعفا دادی
میگن دیگه تو سیما نیستی
میگن جز ۱۳۰ استادی هستی که استعفا دادن
میگن...
کجایی عادل جان؟ کجایی عزیزترین؟
ایمان دارم که تو عزیز همیشه بهترین تصمیمات رو می گیری
دعای خیر من همیشه و هر کجا که هستی بدرقه راهت
کاش می دونستی که دیدارت، آرزوی دیرین منه
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 5:25  توسط
|
جمهوريت: پنجشنبه شب گذشته بخش دوربين٩٠ به دليل آنچه ترس از نشان دادن مشكلات دولت نهم در ورزش عنوان شده با فشار مديران ارشد سازمان صدا وسيما سانسور شد.
يك منبع آگاه در صدا وسيما مي گويد مديران اين سازمان با وجود تعداد زياد تصاوير ارسالي به بهانه نزديكي انتخابات رياست جمهوري و شائبه انتقاد از يك كانديدا مانع پخش دوربين ٩٠ شده اند. بر اساس شنيده ها اين تصميم در هنگام پخش برنامه به فردوسي پور و همكارانش اطلاع داده شده است.
گفته مي شود نگراني اصلي سانسور كنندگان احتمال نشان دادن اعتراض طرفدران پرسپوليس در پايان بازي با بنياد كار ازبكستان بوده است. در آن بازي كه چهارشنبه گذشته برگزار شد به دنبال شكست پرسپوليس ، هزاران تماشاگر اين تيم عليه مديران باشگاه و نيز محمد علي آبادي ، رئيس سازمان تربيت بدني شعار دادند. بخشي از اين جمعيت هم با شعارهايي حمايت شان از نامزدي ميرحسين موسوي را نشان دادند.
يك روز پيش از آن بازي هم تعدادي از تماشاگران بازي دوستانه تيم ملي ايران و اندونزي در ورزشگاه انقلاب كرج با بالا بردن پرچم هاي سبزرنگ از ميرحسين موسوي حمايت كرده بودند.
پيش از اين درنزديك به يك سال گذشته دوربين ٩٠ با به تصوير كشيدن وضعيت نابسامان بسياري از ورزشگاه ها و سالن هاي ورزشي در مناطق مختلف ايران كليدي ترين بخش از ادعاهاي سازمان تربيت بدني دولت نهم را به چالش كشيده بود. محمد علي آبادي ، رئيس سازمان ورزش دو لت محمود احمدي نژاد مدعي است كه در چهار سال گذشته بيش از همه تاريخ ايران ، ساخت و ساز ورزشي انجام شده است.
سازمان تربيت بدني زمستان گذشته هم در گرماگرم دعواي آشكار با عادل فردوسي پور كه تا شايعه تعطيلي برنامه ٩٠ هم پيش رفت ، تلاش كرده بود پخش دوربين ٩٠ را متوقف كند.

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 3:9  توسط
|
به تازگی، مجله آمریکایی نیوزویک در گزارشی 20 چهره پرنفوذ ایران را از نگاه خود را معرفی کرد ،که نام عادل فردوسی پور در این لیست چشم نوازی می کند
آرزوی من یک لحظه دیدار توست عادل عزیز، موفق باشی و سربلند 

منبع خبر
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 5:25  توسط
|
I wish I could be there

عکسهای بیشتر در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 5:40  توسط
|
خدایا بنازم به قدرت که حق را به حق دار رساندی
افشين قطبي سرمربي تيم ملي فوتبال ايران شد
به وطن خوش آمدی امپراطور، موفق باشی و سربلند، دوستت داریم خیلی زیاد

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 6:4  توسط
|
مايلی كهن استعفا داد
به گزارش خبرگزاري فارس، محمد مايلي كهن امروز متن بيانيه شماره 2 خود كه در واقع متن استفعفايش از سرمربيگري تيم ايران محسوب ميشود را به شرح زير صادر كرد:
بسمه تعالي
بيانيه شماره 2
مربي شدن چه آسان، آدم شدن محال است
نميدانم چه بگويم، چه بنويسم. به قول مجري محترم برنامه نود، اين روزها بلوايي در فوتبال ما به وجود آمده كه قداست آن را زير سوال برده كه همه آن ناشي از بيانيه احمقي به نام مايلي كهن است. بله؛ محمد مايلي كهن. اين مزدور به مردم و ميهن، كه به يكباره تمام قداست و زيبايي فوتبال ما را شكسته و تنها نيمه خالي ليوان را ديده و همواره فرياد سر ميدهد اي مردك (مايلي كهن) چگونه به خودت اجازه دادي با الفاظي مانند گنده باقالي، كوتوله و ... تقدس شعاري حماسي مانند توپ، تانك، فشفشه و ... را از بين ببري. شعار پرمحتوا و زيبايي كه در عين سادگي در مقاطع مختلف كاربرد اساسي داشته؛ نه تنها در روابط با مايلي كهن بلكه ديگران نيز از آن بيبهره نميمانند.(داور، بازيكن، مربي و ...) .
اي خائن(مايلي كهن) آدم بيمنطق و نادان چرا و با كدام منطقي توي احمق به هنگام مسابقه تيم سايپا با استقلال تهران، هنگامي كه شعار ميدادند توپ، تانك، فشفشه، مايلي كهن و... توي نادان در صندليت نشستي و دم برنياوردي. اي مردك چرا با ديگران هم آواز نشدي و آن شعار را تو نيز سر ندادي، تازه گناه بزرگتر اينكه چرا گوش پسرت (از معدود دفعاتي بود كه در ورزشگاه حاضر ميشد) را نكشيدي و به او نگفتي كه پسرم تو هم اين شعار زيبا و بيمانند را هم صدا با تماشاچيان فهيم زمزمه كن. توپ، تانك، فشفشه و ...
پسرم آنها به دليل حضور مبارك تو در كنار من سنگ تمام گذاشتند و دارند پدرت را بيش از هميشه مورد لطف و تشويق خود قرار ميدهند.
پسرم هيچ ميداني كه پدرت در تمامي دوران قهرمانياش اين گونه مورد لطف و حمايت قرار نگرفته بود. به راستي اي مزدور، خائن، گلادياتور، با كدام منطق و جسارتي به خود اجازه دادي كه بازيكنانت بدون غل و زنجير در مسابقات حاضر شوند.
اي مردك عقبمانده در هزاره سوم با كدام جسارتي اين همه اتحاد و همدلي بين تماشاگران را ناديده گرفته و درصدد آن هستي تا در بين آنها فاصله انداخته و اختلاف به وجود آوري. چگونه است كه چشمانت را بستي و بهترين تماشاگران دنيا را نميبيني.
اي بدبخت فلك زده، اي مردك عقب افتاده، بيشتر اين عقبافتادگيات به خاطر اين است كه نميخواهيم تماشاگرنماهاي واقعي را از كانال تلويزيوني همسايه ببينيم، هر چند چند بار دعوت شدي و ديدي كه تماشاگرنماها چگونه بازيكنانشان را وقتي گل ميزنند ميروند و در بغل آنها قرار ميگيرند. اگر تماشاگرنماها نبودند كه ميبايستي تكه بزرگ بازيكن، گوش او ميشد. بيچاره در به در از آن جا مانده، از اين جا رانده. اگر او تماشاگرنما نبود كه فاصله سكوهاي تماشاگران با زمين مسابقه از بين نميرفت و مي بايستي بين آنها خندقي كنده ميشد.
بله آنها تماشاگرنما هستند كه پس از اتمام بازي براي هر دو تيم دست ميزنند. اصلا آنها نه تنها تماشاگرنما هستند بلكه شرف و غيرت و مردانگي ندارند. مگر ميشود تيم مورد علاقهشان بازي را واگذار كند و او براي تيم خود و رقيبش دست بزند.مگر ميشود تيم مورد علاقهاش در پايان مسابقه بازي را واگذار كند و رگ گردنش بيرون نزند. مگر نميديدي كه اين مسابقه آخرين مسابقه تيم مورد علاقه او و تو ميباشد. پس بايد بر اساس اصول حرفهاي گري از هر طريق ممكن و با هر ترفند در اين مسابقه پيروز از زمين خارج شود.
اينها را كه ديدم و شنيدم به خود آمده و گفتم پس اي آدم كوتوله اين اراجيف چه بود كه در بيانيه اول نوشتي. اين همه غوغا و بلوا در فوتبال نجيب و پاك ما بوجود آوردي. از خودت خجالت بكش و به خاطر اين همه پاكي، دوستي، صميميت، اتحاد، مردانگي، تماشاگر خوب، بازيكن خوب، داور خوب، مربي خوب، مدير خوب، ورزشگاه خوب، فدراسيون خوب، روزنامه خوب، خبرنگار خوب، تلويزيون خوب، راديوي خوب و خيلي خوبهاي ديگر و به خاطر اينكه قداست اين همه خوبيها را شكستي از همه معذرت بخواه و طلب عفو كن و با صداي بلند بگو من لايق و شايسته مربيگري تيم ملي كشورم نيستم و از اول هم ما اشتباه بوديم.
عجيب است كه رودهدرازي ميكنم اما اين پسر؛ عليرضا (نوهام) اين شعر را ميخواند: يك توپ دارم قلقلي، سرخ و سفيد و آبي، ميزنم زمين هوا ميره، نميدوني تا كجا ميره. من اين توپو نداشتم ،مشقامو خوب نوشتم ، بابام بهم عيدي داد يك توپ قلقلي داد.
بابا ،عليرضاي بهتر از جانم تو هم وقت گير آوردي اما به خودم ميآيم و ميگويم اين پسر 3 ساله از من كوتوله 55 ساله عقلش بيشتر است. صدايش ميكنم و ميگويم، عزيزم عجب توپي، عجب صفايي، عجب معرفتي، عجب مروتي، عجب مردانگي، عجب دوستي، بابا عليرضاي بهتر از جانم مي شه به من هم يكي از اون توپ ها را بدي و با همان پاكي و صداقت صميميت و معصوميت تو.
محمد مايلي كهن از همه جا رانده و مانده اما يارب نظر تو برنگردد.
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 4:4  توسط
|
مايلي كهن در بيانيهاي كه به وضوح در حالت عصبانيت نوشته شده است قلعه نويي را كوتوله و گروهبان قندلي خطاب كرده و از او خواسته است كه دست از نوچه پروري بردارد.
ـــــــــ
محمد مايلي كهن سر مربي تيم ملي فوتبال و تيم سايپا در بيانيهاي كه در خبرگزاريهاي رسمي كشور منتشر شده است با الفاظ سخيفي قلعه نويي را مورد عتاب قرارداد. او در اين بيانيهاي كه به وضوح در حالت عصبانيت نوشته شده است قلعه نويي را كوتوله و گروهبان قندلي خطاب كرده و از او خواسته است كه دست از نوچه پروري بردارد. فارغ از اينكه اختلاف اين دو مربي بر سر چه موضوعي است ، نوع ادبيات جناب سرمربي بشدت قابل انتقاد بوده و از ايشان انتظار مي رفت كه در بيانيه خود از مسير عقل و منطق جدا نشوند.
به گزارش خبرگزاري فارس، محمد مايلي كهن، سرمربي سايپا و تيم ملي در واكنش به اظهارات امير قلعه نويي و باشگاه استقلال بيانيه اي را به شرح زير منتشر كرد:
بسمهتعالي
مردم عزيز، قهرمان و دوست داشتني ايران سربلند و هميشه جاويد. اين روزها پس از بازي شرافتمندانه اي كه تيم سايپا با جوانان برومند و شايسته اش برابر رقيب خود انجام داد و به اذعان همه؛ تيم سايپا صرفا به ارائه يك بازي با برنامه، كاملا جوانمردانه و پاك پرداخت؛ اما متاسفانه هم به هنگام مسابقه و هم طي روزهاي اخير مورد هجوم ناجوانمردانه ترين الفاظ در ميدان مسابقه و بيرون از آنكه تنها از شعبان بيمخها و نوچه هايشان بر ميآيد؛ پرداختند و درصدد آن هستند كه ضعفهاي فني خود را به اين و آن نسبت بدهند و هر آنچه كه خود و نوچه هايشان لايق آن هستند با سياه نمايي هر چه تمامتر به اين و آن نسبت داده، تا شايد بتوانند ضعف هاي فني خود را به نوعي از چشم اين و آن پنهان و لاپوشاني كنند.
لذا به همين منظور به اين آقايان كوتوله و عوام فريب (كل يوم) كه حتي فاقد مدرك تحصيلي براي گروهبان قندلي شدن هستند اما لقب ژنرال را يدك ميكشند ميگويم كه از گل دقيقه 90 سايپا و پيامي كه آن گل به پهناي ايران عزيز اسلامي داشته؛ پند گرفته و هر چه سريعتر دست از نوچه بازي و نوچه پروري برداشته از كارهاي ناصواب و عوام فريبي دست بردارند.
بديهي است هيچ دستي برتر و بالاتر از دست خداوند عزوجل نيست و اوست كه اگر بخواهد كسي را خوار نمايد، خوار و اگر كسي را عزيز بداند عزيز خواهد كرد. اين مطلب شامل حال گنده باقاليهايي كه به عنوان نوچه در كنار اين آدم كوتوله هستند نيز ميشود.
محمد مايلي كهن
source: http://www.ghatreh.com
+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 3:39  توسط
|

چه اتفاقي افتاده؟ زندي بدون اين كه حرفي در مورد خداحافظي بزند از حضور در تيم ملي ايران انصراف داده است؟
بله. تصميم به اين كار گرفتهام و آن را در گفتگو با يكي از شبكهها اعلام كردم. ديگر نميخواهم براي تيم ملي ايران بازي كنم. ديگر خسته شدهام و ميخواهم مدتي استراحت كنم.
اما اين دليل قانعكنندهاي نيست. زندي عاشق فوتبال ايران بود و تلاش زيادي كرد تا توانست پيراهن تيم ملي را تن كند.
نميشود همه حرفها را زد. به همين دليل هم نميخواهم در مورد آن حرفي بزنم. فقط تصميم گرفتم كه ديگر براي تيم ملي ايران بازي نكنم.
آيا دلخوري زندي به دليل دعوت نشدن به تيم ملي است يا اينكه فريدون با كسي مشكل دارد؟
نه چه مشكلي. به هر حال من هم براي خودم فاكتورهايي دارم و وقتي خارج از آن چارچوبها با من برخورد ميشود بايد چه كاري بكنم؟ در ايران رفتارها با من خيلي بد بود. خيليها اصلا من را ايراني نميدانستند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 22:36  توسط
|
در ادامه واكنش ها به انتخاب سرمربي جديد تيم ملي فوتبال و برنامه
ورزشي نود، عادل فردوسي پوردر برابر انتقادات به برنامه اخير خود تنها به
اين جمله بسنده كرده است كه «اهل درگيري رسانه اي نيستم. بنابراين
سكوت مي كنم».

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 22:27  توسط
|

سال نو بر تو عادل عزیز و خانواده گرامیت مبارک
با آرزوی سلامتی و موفقییت روز افزون برای شما
سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نیکو، مال وافر، حال خوش،
اصل ثابت، نسل باقی، تخت عالی، بخت رام
چه كسى فكر مىكرد متولدشهرآرای تهران زمانى پرسروصداترين، جنجالىترين، جريانسازترين و محبوبترين مجرى- گزارشگر تلويزيون ايران شود.
چه كسى فكر مىكرد نوجوان لاغر و نحيف مدرسه راهنمايى شهيد باكرى و دبیرستان البرز كه در هنگام زنگ ورزش حتى همكلاسىهايش به او بازى نمىدادند، چندسال بعد بزرگان فوتبال ايران را به بازى بگيرد.
چه كسى فكر مىكرد دانشجوى زرنگ رشته مهندسى دانشگاه صنعتى شريف، روزى روزگارى چنان محبوب شود كه در قامت مجرى و تهيهكننده پربينندهترين برنامه ورزشى كل تاريخ سيماى ايران, ظهور كند.
اين اتفاق اما روى داد و عادل فردوسىپور كه پدرش اصالتاً اهل رفسنجان استان كرمان است با درايت، تلاش و زرنگىهايى مثالزدنى به هر آنچه تاكنون همسلفانش در صداوسيما نرسيده بودند، رسيد بهنحوى كه كسى ترا ياراى رقابت با او نبود.
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 6:35  توسط
|